از Farsi 1بیشتر بدانید

FARSI 1 چست ؟

مالکش کیست ؟

خوب یا بد ؟

چندی پیش شایعاتی مبنی بر شبکه ماهواره ای فارسی زبان farsi1از زبان مردم شنیده می شد که هم اکنون نیز این شایعات دهان به دهان در مردم جامعه می پیچد و موجب سلب اعتماد آنها نسبت به دولتمردان ما شده و می شود,شایعاتی از قبیل اینکه این شبکه متعلق به جناب آقای هــ یا اینکه این شبکه مورد حمایت مالی داخل می باشد . . . اما آیا این شایعات صحت دارند یا خیر؟ . . . موجب شد تا تحقیقات خود را در مورد این شبکه آغاز کنم و از این موضوعات و شایعاتی که برای خودم نیز جای سوال شده بود رفع ابهام نمایم و هر آنچه را که توانستم در سرتاسر این شبکه جستجو کنم برای شما در مطلب زیر جمع آوری نموده ام , امیدوارم شما نیز از حقیقت وجودی این شبکه فارسی زبان آگاه شوید و دچار سردرگمی هایی از قبیل شایعات مذکور نشوید .

فارسي وان» (Farsi1) کانالي که از اول ماه ميلادي (آگوست) پخش آن از طريق ماهواره هاتبرد آغاز شده است.

از اواخر ماه جولای کم کم تيزرهاي تبليغي اين کانال پخش مي شد و از اول آگوست بطور رسمي فعاليت اين کانال شروع شد. محتواي اين کانال جديد هم براي بينندگان فارسي زبان محتوايي جديد و جذاب است: پخش سريالهاي نسبتا روز جهان با دوبله فارسي!

تا قبل از شروع کار اين کانال جديد، کانالهاي فارسي زبان ماهواره يا فيلم هاي زمان پهلوي را نشان مي دادند، يا فيلمها و سريال هاي صداوسيماي خودمان و يا فيلم هاي سينمايي خارجي با زيرنويس فارسي. فيلم هاي خارجي با دوبله فارسي هم البته پخش مي شد اما خيلي به ندرت. و چون معمولا مخاطب دوست دارد فيلم را با زبان خودش بشنود تا اينکه بجاي نگاه کردن به فيلم زيرنويس ها را بخواند، لذا راه اندازي کانالي که سريالهاي نسبتا روز جهان را با دوبله فارسي پخش کند مي تواند اتفاق مهمي باشد!

اين کانال،روزهاي شنبه تا چهارشنبه 3 سريال از ساعت 7 تا 10 شب پخش مي کند. روزهاي آخر هفته (پنج شنبه و جمعه) هم در همين ساعتها، 3 سريال طنز را پخش مي کند. در بقيه ساعتهاي روز هم يا تکرار اين سريالها پخش مي شود و يا برنامه اي با نام «ريموت کنترل» پخش مي شود که در آن آهنگهاي درخواستي بينندگان پخش مي گردد.

«ویکتوریا زنی 50 ساله است و مادر سه فرزند. شوهر او صاحب شرکتی قدرتمند و موفق است. ویکتوریا که روز را صرف باغبانی و امور معمولی می کند و خود را مادری ایده آل می داند، در بیست و پنجمین سالگرد ازدواجش پی می برد که شوهرش به او خیانت می کند. این حادثه عمیقاً به او صدمه می زند تا اینکه با خبرنگاری جوان آشنا می شود . . .»

این خلاصه سریال جذاب ویکتوریاست که هر روز (شنبه تا چهارشنبه) داره از کانال فارسي وان پخش ميشه. دو سريال ديگري هم که مانند اين سريال هر روز داره پخش ميشه (با نامهاي «همسر يا دردسر» و «جسور و زيبا») محتوايي با همين مضمون دارند يعني خيانت زن و مرد ، جداشدن زن و مرد از يکديگر و زندگي با ديگر افراد و ...!

در ضمن این سریالها هم اکنون به پایان رسیده اند و فقط هدف از بیان موضوعات و مضامین آشنایی و زنده کردن خاطرات شما بود,سریالهایی که هم اکنون مشغول پخش از این شبکه فارسی زبان ماهواره ای می باشند ,همچون (سفری دیگر),(در جستجوی پدر)و سریالهایی جنایی از قبیل 24 و سریال برتر سال2009,فرار از زندان را در دست پخش دارند .

برنامه «ريموت کنترل» هم که مجري آن بقول يکي از دوستان دو دختر یکی بلوند و دیگری بلک! مي باشد و اعلام کرده اند موزيک ويدئوهاي درخواستي را پخش مي کند، فقط اقدام به پخش موزيک ويدئوهاي خارجي مي نمايند (و بعضا خيلي عجيب غريب و ترسناک!).

در مورد کيفيت دوبله هاي سريالها هم بايد بگم که نسبت به دوبله هاي صداوسيما در سطح خيلي پائيني قرار داره و بعضا احساس ميشه دوبلرها دارند روزنامه مي خوانند تا اينکه دوبله بکنند. اما به نسبت بعضي دوبله هاي بعضي کشورهاي ديگر مانند روسيه، آذربايجان و ... بهتر است.
سايت اين کانال farsi1.tv.
خب و اما شايد براتون اين سوال پيش بياد که اين رقيب جديد صداوسيما، متعلق به کجاست و مالکش چه کسي است؟

مقر فارسي وان در هنک‌کنگ قرار دارد (از قرار معلوم در يک ساختمان چهار طبقه!) و موسس آن نیز مجموعه رسانه‌ای استار متعلق به نیوزکورپوریشن است. شرکت موبی همکار شرکت استار در تولید برنامه‌های این شبکه است. مالک امپراطوري نیوزکورپریشن هم کسي نيست جز، سزار نبردهاي رسانه‌اي: «روپرت مرداک».

روپرت مرداک

نیوزوکورپوریشن که اداره مرکزی آن در نیویورک واقع است، علاوه بر رسانه‌های دیداری و شنیداری، بیش از صد روزنامه و مجله نیز در سراسر جهان منتشر می‌کند که از آن جمله آنها می‌توان به دیلی تلگراف، وال‌استریت ژورنال، سان، تایمز و ساندی تایمز، نیویورک‌پست و ... اشاره کرد. مجموعه انتشاراتی داوجونز بورس ایالات متحده نیز تحت تملک این غول رسانه‌ای قرار دارد.



مجموعه فیلم‌سازی فاکس و شبکه‌های تلویزیونی فاکس و فاکس نیوز در مالکیت نیوزکورپوریشن است. مجموعه تلویزیونی - خبری اسکای انگلستان نیز متعلق به این شرکت است. سایت شبکه‌ی اجتماعی "مای اسپیس" نیز در تملک این شرکت است.

و اما کمي هم در مورد «کیث روپرت مرداک (یا مرداخ یا مردوخ)، سرمایه‌دار یهودی‌الاصل آمریکایی-استرالیایی و صاحب غول رسانه اي نیوز کورپریشن.

کیتروپرت در 11مارس 1931در ملبورن استرالیا به دنیا آمد. پدر روپرت ، سر کیتمرداك ، ناشر روزنامه و مادرش یک یهودی ارتدکس بود اما مرداك هیچ وقت چنینمطالبی را در داستان زندگی خود ابراز نکرد.

پدر مرداك با الیزابت جوی گرین ، دختر روپرت گرین ،در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر، کیت روپرت و 3دختر بود. کیتروپرت بعدها تصمیم می گیرد که از نام اول پدربزرگ مادری اش که یهودی بود،استفاده کند.

سر کیت مرداك ، پدر روپرت از طریق ازدواج با دختریک خانواده یهودی ثروتمند، یعنی الیزابت جوی گرین ، شهرت و اعتبار زیادیرا در جامعه استرالیایی کسب کرد.
در پی این ازدواج ، کیت مرداك از طریق خویشاوندان همسرش ، در کار خود ازگزارشگری به مدیریت روزنامه ای انگلیسی ، ارتقاء مقام پیدا کرد.

از آن زمان به بعد او به قدر کافی پول در اختیارداشت که با آن اقتدار و سلطنت یک شوالیه را برای خود در حیطه زیر نفوذانگلستان بخرد: دو روزنامه در آدلید در جنوب استرالیا و یک ایستگاهرادیویی در یک شهر معدنی دورافتاده.

به گفته ریچارد اچ.کیورتیس ، سردبیر نشریه واشنگتنریپورت درباره مسایل خاورمیانه: «به دلایلی ، مرداك همیشه سعی داشته اینحقیقت را که مادر مومن و معتقدش او را همچون یک یهودی پرورش داد، پنهانکند.»
روپرت در سالیان دهه 1950 دیدارهای منظمی از آمریكا داشت. او با آگاهی ودید ویژه‌ای نسبت به آمریكا بزرگ شده بود و زمانی كه در آكسفورد تحصیلمی‌كرد با پیچیدگی‌های «جنگ سرد» دست‌وپنجه نرم كرد و اذعان می داشت زمانآن رسیده كه موقعیت آمریكا را به عنوان یك قدرت فائقه جهانی به رسمیتبشناسیم. مرداک به زودی دلباخته آمریكا به ویژه شهر «نیویورك» شد. او کهكار خود را با مالكیت یك روزنامه كوچك در «ملبورن» استرالیا شروع كرد، پساز مدت كوتاهی توانست یك امپراتوری رسانه‌ای را پایه‌گذاری كند.

خب دوست داريد در مورد رسانه‌هايي که مرداك در اختيار دارد بيشتر بدانيد؟

داراييهاي مرداك شامل شركت «نيوزكورپورشين» دربرگيرنده چندين رسانه گوناگون است كه اخيراً در سال 2007شركت «داوجونز» نيز با تمام متعلقاتش به اين خانواده گسترده رسانه‌ايپيوسته است. علاوه بر اينها چندين رسانه ديگر در نقاط مختلف دنيا تحتمالكيت اوست كه به بررسي آنها مي‌پردازم.

1- نيوز كور پوريشن:
مرداك رئيس و مدير اجرايي اصلي اين شبكه بزرگ رسانه‌اي محسوب مي‌شود وعلاوه بر او يك كاور هيئت مديره، وي را در مديريت بخشهاي گوناگون همراهيمي‌كنند. طبق سايت رسمي اين شركت مجموع دارايي‌هاي آن در مارس 2007 حدود62 ميليارد دلار و درآمد سالانه آن حدود 28 ميليارد دلار است. اين شركتداراي 8 بخش اصلي است و فعاليت‌هاي تمام قسمت‌ها شامل اروپا، استراليا،آسيا و اقيانوسيه تحت نظارت دفتر مركزي آن در آمريكا است.
بخشهاي اصلي اين شركت شامل موارد زير و در برگيرنده رسانه‌هاي متعدد است.
- شركت‌هاي فيلمسازي: اين مجموعه شامل 11 شركت فيلمسازي معتبر دنياست كه برخي از موارد ان را ذكر مي‌كنيم.
2oth century fox
2oth century fox television
Fox stuios austrailia
Fox studios baja
blue sky studios...
-شبكه‌هاي تلويزيوني، اين مجموعه شامل 6 شبكه است كه برخي از آنها عبارتند از
Fox briadcastting com pany
Fastel
Star

- شبكه‌هاي كابلي: اين شبكه شامل 16 شبكه در نقاط مختلف دنياست كه برخي از انها عبارتند از:
Fox movie chanel
Fox news chanel
Fuel tv
Speed

- خبرگزاري‌هاي ماهواره‌اي: شامل 3 خبرگزاري مهم است كه عبارتند از:
Bskyb
Direct tv
Skyitalia

-مجلات: اين مجموعه شامل 8 مجله است كه برخي از آنها عبارتند از :
ALPHA
news amerca marketing
smart siurce
the weekly standard

- روزنامه‌ها:
مرداك مالك 28 روزنامه تحت نام شركت‌ "نيوز كورپورشين " در كشورهاياسترالي، انگلستان و امريكاست. روزنامه‌هاي وي در استراليا شامل "ديليتلگراف "، "هرالدسان " ، "ساندي ميل "، "ساندي تايمز " ، "استراليا " و... ، در انگليس شامل "نيوز اينترنشنال " ، "سان " ، "تايمز "، news ofworld، و ... و در آمريكا شالم "نيويورك پست " است.

- شركتهاي انتشاراتي: اين مجموعه شامل 7 شركت انتشاراتي است كه برخي از آنها عبارتند از:
Harpercollins publishers
Australia
Canada
children's book

- ساير موارد: از ديگر بخشهاي شركت رسانه‌اي عظيم مرداك مي‌توان به"myspace "، گروه NDS " و "myspace " كه خود شامل بيش از 25 شبكه خبري،اينترنتي و ... است، اشاره كرد.

2- داوجونز: شركت "داوجونز " كه از اول آگوست 2007 با مبلغ 5 ميليارد دلارتحت مالكيت مرداك درآمد، در سال 1882 توسط "چارلز داو "، "ادوارد جونز " و"چارلز برگسترسر " تاسيس شد در سال 1889 اقدام به انتشار روزنامه "والاستريت ژورنال " كرد كه پرفروش‌ترين نشريه اقتصادي جهان به شمار مي‌رود،تيراژ كنوني آن بالغ بر 2 ميليون نسخه است.
اين شركت داراي 7 هزار كارمند و چندين گروه رسانه‌اي ديگر است كه برخي از آنها عبارتند از:
- گروه رسانه‌اي بازارهاي مصرفي:‌ اين مجموعه شامل 12 رسانه در نقاط گوناگون دنياست كه برخي از آنها عبارتند از:
* the wall street journal
* the wall street journal europe
* the wall street journal asia
* the wall street journal sunday
* the wall street journal radio network
* Barrons
* Mardet watch

- گروه رسانه‌اي بازرگاني: شامل 6 رسانه است كه برخي از آنها عبارتند از:
* Dow yones newswires
* factiva
* Dow yones finacial
* Information services

3- ساير رسانه‌هاي مرداك:
رسانه‌هاي تحت مالكيت روپرت مرداك بسيار فراتر از موارد ذكر شده در شركتاصلي اويعني «نيوزكور پورشين» است. طبق يك آمار نسبتا دقيق در سايتKetupa.net مرداك مالك يا دارنده بخشي بالغ بر 300 رسانه مشهور جهان است.اين رسانه‌ها در طبق گسترده اي شامل: شركت‌هاي انتشاراتي، شبكه‌هايماهواره‌اي و تلويزيوني، مجلات، شركت‌هاي فيلمسازي، روزنامه‌ها، راديو،شركت‌هاي چند رسانه‌اي و... است.
تصاحب اين تعداد رسانه كه با روزنامه كوچك «آدلايد نيوز» در استراليا شروع شد سراسر پهنه گيتي را در برمي‌گيرد.
مرداك هيچ وقت از سلطه بر رسانه‌هاي كشورهاي ديگر غافل نمانده و حضور اودر كشورهاي زير محسوس است: او در آلمان با خريد 66 درصد از TMS و 24 درصدpremiere world ،در فرانسه با خريد 13 درصد tv berizh ، در ايتاليا باskytialia ، در قاره آسيا با star tv ، در كشورهايي مانند چين، ژاپن وكانادا با ctv sportsnet در هند با چندين كانال كابلي و ماهواره‌اي، دراندونزي با film indonseia و indiovision ،‌ در آمريكاي لاتين با چندينشبكه ماهواره‌اي، در فيجي با 3 روزنامه، در گينه نو با post courier ، درسوئد، دانمارك و هلند با شبكه‌هاي راديويي، در كشورهاي اروپاي شرقي مانندبلغارستان، جمهوري چك ، لهستان، روماني، اوكراين در اسرائيل با newsautdoor israel تسلط بلامنازعي بر رسانه‌هاي دنيا دارد.
چند وقت پيش نيز کانالي در افغانستان تاسيس نمود و حالا نوبت به ايران رسيده است.


مرداک حقیقتاً یک امپراطور جهانی است. طبق اظهارات هفته نامه اشیاویک وی بعنوان چهارمین فرد قدرتمند در قاره آسیا به شمار می‌آید.
دارایی کل نیوزکرپ (برآورده شده در ماه مارس 1998) به 2/33 میلیارد دلار وسالانه بر13 میلیارد دلار بالغ می‌شد. مرداک درسال 1997 اعلام نمود کهسهام خانوادگیش درنیوزکرپ به فرزندانش تعلق پیدا می‌کند. با اینکه 2/36درصد از کل سهام شرکت به مرداک تعلق دارد. با اینحال نیوزکرپ اینامپراطوری عظیم، «شرکت روپرت مرداک» است.
اکنون فاکس یا به طور کامل یا بخش قابل توجهی از بیست و سه شبکهرادیو-تلویزیونی ایالات متحده را دراختیار دارد و درحال حاضر در پخشبرنامه‌های ورزشی رتبه نخست را احراز کرده است. چون تاکنون موفق شده استامتیاز و نمایندگی پخش بیست رویداد قابل توجه ورزشی درسراسر ایالات متحدهرا انحصاری خریداری کند. شهرت دیگر شبکه‌های فاکس شیوهای تلویزیونی‌اشاست. مرداک با تملک "دایرک تی وی" تعداد کانالهای تلویزیونی به خصوص تبادلداده‌هایش را به بیش از صدکانال رسانده است. دارایی‌های ماهواره‌ای وکابلی او از سی مورد گذشته است و نیمی از سهام تلویزیون کابلی نشنالجئوگرافیک از آن اوست. جالب اینکه بخشی از مالکیت رقیب نشنال جئوگرافیکیعنی شبکه کابلی «ان بی سی» از جنرال الکتریک را نیز بدست آورده است.
مرداک خارج از ایالات متحده در بریتانیا، بیست و هشت کانال تلویزیونی داردکه هشت مورد آن سرمایه‌گذاری مشترک است با پارامونت، نیکلودئون و سایر پخشکنندگان برنامه‌های تلویزیونی در بریتانیا.
مرداک صاحب دو شرکت خدماتی در آلمان، شانزده شرکت در استرالیا، یک شرکت درکانادا و شش شرکت در هندوستان است و سهامی در یک ایستگاه ایتالیایی، دواندونزیایی، دو ژاپنی و هشت ایستگاه آمریکای لاتین دارد.
او درایالات متحده هشت مجله دارد که یکی از آن‌ها هفته نامه محافظه‌کاریبه سردبیری ویلیام کریستول است که اطلاعات سیاسی لازم را در اختیارسیاستگذاران جورج بوش درکاخ سفید قرار می‌دهد.
نیوزکورپوریشن صاحب انتشارات هارپرکالنیز است که بیست و شش چاپخانه داردبعلاوه انتشارات ویلیام مارو و انتشارات آون که گردش مالی سالیانه‌اش بیشازیک میلیارد دلاراست.
در آسیا بزرگترین شبکه تلویزیونی به مورداک تعلق دارد این شبکه چهل کانال دارد که به هشت زبان، پنجاه و سه کشور را پوشش می‌دهد.

 

کشفی بزرگ در تاریخ

کشتی نوح بعد از 4000سال پیدا شد!

keshti_nooh.jpg

 

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» 

  keshti_nooh.jpg

تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح 


طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملي كشتي نوح 


تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  


تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 

 

اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 

keshti_khotoot.jpg

  نوارهاي مشخص شده خطوط آهني با آرايش منظم اسكلت كشتي مي باشد.. 


تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 
 

keshti_radar_eskan.jpg

 تصوير رادار اسكن از كشتي نوح 


به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 

 keshti_langar.jpg

ران ويت و همكارانش در كنار سنگ لنگر يافت شده


کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

 

 keshti_katibe.jpg

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 


پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. 

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

 

 

 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ درباره کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

  keshti_panj_tan.gif

کتیبه ای که نام پنج تن اهل بیت بر آن نقش شده



این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: 

 مُحمّد  

 إیلیا (علیّ) 

 شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌) 

 فاطِمَه‌ 

 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌. 

 

چرا خانم ها از هم متنفرند؟

 

قابل توجه خانم ها,  راستی: چرا خانم ها از هم متنفر هستند ؟

 

خانم ها در سطوح اجتماعی با هم رقابت می کنند و معیار برنده شدن آنها معمولاً توسط سایرین تعیین می شود و نتایج آن کاملاً شخصی و ناملموس است. خانم ها معمولاً با خصوصیاتی که خودشان هیچ کنترلی روی آن ندارند قضاوت می شوند: چیزی که خودشان خلق نکرده اند و خارج از وجود آنها است مثل وضعیت ظاهری. موفقیت آنها مبنی بر اعتباردهی بسیار ذهنی، متعصبانه و ظاهری سایرین می باشد. او قادر نیست تحمل کند که نمی تواند رقیبش را شکست دهد چون هیچ چیز دست هیچکدام از آنها نیست و دست سایرین است. اما چطور می توانید از بقیه خانم ها زیباتر باشید وقتی تصمیم با نظر دیگران و براساس دیدگاه آنها نسبت به زیبایی است.

چطور می توانید ترجیحات و علایق شخصی دیگران درمورد یک اندام یا شکل خاص، یک رنگ چشم خاص یا رنگ مو را تغییر دهید؟ چند نفر لازم است بگویند شما زیبا هستید تا بتوانید آن را باور کنید؟ خانم ها برای به دست آوردن توجه آقایون با هم رقابت می کنند و طوری برخورد می کنند که انگار این توجهات و تحسین ها اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را بالا می برد. خانم ها سعی می کنند جذاب تر از بقیه لباس بپوشند و اندامی زیباتر بسازند.

خانم ها به طور غریزی می دانند که وقتی نوبت به رابطه جنسی می رسد مردها هیچ قدرتی ندارند. آنها می دانند که اگر یک رابطه بدون هیچ رابطه جنسی بین مرد یا زنی وجود داشته باشد، 90 درصد به این دلیل است که زن نمی خواهد رابطه داشته باشد نه برعکس. اکثر خانم ها فکر نمی کنند که مردها بتوانند به خاطر تعهد، عشق و وفاداری که به یک زن دارند، چه از نظر روانشناسی و چه بیولوژیکی دربرابر قدرت جنسی یک زن دیگر مقاومت کنند.

زن ها آنقدر درگیر به دست آوردن توجه مردها هستند که بینش روانی، فکر و احساسی برای تغییر فضای اجتماع که باعث می شود اعتماد به نفسشان پایین بیاید را پیدا نمی کنند. زن ها فکر می کنند مردها در روابط جنسی خود بی قید، بی وفا، دروغگو و خائن هستند اما آنچه که بیشتر خانم ها می خواهند بفهمند این است که تحقیقات نشان می دهد احتمال بیشتر وجود دارد که مردها با بهترین دوست، خانواده، فامیل همسرشان که دوستش دارد و به او احترام می گذارد، رابطه جنسی داشته باشند. یکی از دلایل موفق بودن مردها در خیانت این است که زن ها این اجازه را به آنها می دهند چون در حال رقابت با هم هستند.

زن ها باور دارند که اگر از نظر ظاهری بهتر باشند، از بقیه خانمها بهتر هستند. در تبلیغ یک قرص لاغری زنی گفته بود که من الان خیلی لاغرتر از زنی هستم که شوهرم به خاطر او من را ترک کرد. این جمله باعث می شود فکر کنیم که او تصور می کند به خاطر چاقی حقش بوده که شوهرش ترکش کند. هدف او برای کم کردن وزنش این بوده که لاغرتر از  زنی شود که شوهرش به خاطر او ترکش کرده است. اوبه جای اینکه به فکر خیانت همسرش باشد، با زن مقابل رقابت می کرده است. هدف آن زن برای کم کردن وزنش ارتقاء وضعیت سلامتی یا بالا بردن اعتماد به نفسش نبوده، بلکه این بوده که لاغرتر از رقیبش شود. این تبلیغ به زن ها می گوید که برای اینکه بتوانند عشق و وفاداری همسرشان را داشته باشند باید فلان شکل باشند. مهم نیست که برای مرد آشپزی می کنید، بچه هایش را بزرگ می کنید، و از رویاها و جاه طلبی هایش حمایت می کنید، چیزی که در یک رابطه خیلی مهم است این است که از نظر ظاهری جذابیت لازم برای در خانه نگه داشتن شوهرتان را داشته باشید یا نه. یک تصور وجود دارد که می گوید خیلی طبیعی است که مرد وقتی دیگر از نظر جنسی کششی به همسرش ندارد، به او خیانت کند. خیلی خانم ها باور دارند که اگر  به اندازه کافی جذاب نباشند اشکالی ندارد اگر شوهرشان به آنها خیانت کند و به او حق می دهند.

دیدگاه زن از ارزش فردی بیرون از خود او و در ذهن سایرین شکل می گیرد و این بر نظر درونی او درمورد ارزش خودش بعنوان یک انسان تاثیر می گذارد. زن ها به طور غیرمستقیم با سایر زن ها رقابت می کنند چون یاد نگرفته اند که امیال، احساسات و اهداف خود را به شکل واقعیت های فیزیکی و ملموس تشخیص دهند. وقتی خانم ها یاد بگیرند که نمی توانند به جای بچه ها و شوهرشان زندگی کنند دست از متنفر بودن از همدیکر برمی دارند و بر استعدادها و ویژگی های خاص و منحصربه فرد خودشان متمرکز می شوند.

چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟

1. زن ها احساس می کنند که بهترین زمان بیولوژیکی آنها محدود است و می توانند خیلی راحت با یک زن جوانتر و زیباتر جایگزین شوند.

2. زن ها فکر می کنند که زن های دیگر وفاداری جنسی همسرشان را کنترل می نمایند.

3. زن ها فکر می کنند که درجه زیبایی ظاهری آنها به شانس بستگی دارد نه چیزی که در کنترل خود آنها باشد.

4. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها می توانند چیزی که خیلی برای به دست آوردن آن تلاش کرده اند را بااستفاده از زیبایی خود از چنگشان در بیاورند چون مردها با زیبایی آنها افسون خواهند شد.

5. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها قابل اعتماد نیستند. آنها خیلی غیبت می کنند، دو رو هستند و مردتان را جلوی رویتان می دزدند.

6. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها توجه دیگران به آنها را می دزدند.

7. زن ها از نظر روانشناسی با بقیه زن ها در رقابت هستند تا جذاب تر به نظر برسند.

8. زن ها به طور ناخودآگاه فکر میکنند که اگر شبیه زنی دیگر به نظر برسند، می توانند زندگی او، جواهراتش و شوهرش را به دست آورند و مردم با همان تحسین و تمجید به او نگاه می کنند.

نکاتی که ارزش فکر کردن را دارند:

·         شما هیچوقت نمی توانید کاری کنید که مردتان به زن های دیگر نگاه نکند یا آنها را تحسین نکند. آیا فکر میکنید که آن زن دیگر به خاطر اینکه زیباتر است ارزش انسانی بالاتری نسبت به شما دارد؟

·         شما بیش از جسمتان هستید. ببینید چه استعدادها و مهارت های منحصربه فردی دارید؟

·         اینکه دیگران درمورد شما چه فکری می کنند دست شما نیست. وقتی این واقعیت را قبول کردید که هیچ کنترلی بر افکار دیگران نسبت به خودتان ندارید، آنوقت می توانید زندگیتان را آنطور که می خواهید شکل دهید.

·         با هیچکس جز خودتان نمی توانید رقابت کنید.

·         تنها کسی که روی او کنترل دارید خودتان هستید.

·         آنچه در دیگران جستجو می کنید را در خودتان به وجود بیاورید. لازم نیست برای اینکه با یک پزشک ازدواج کنید، خودتان دکتر شوید.

·         شما مهمترین انسان در کل جهان هستید و باید زیبایی درونی و بیرونی خود را بشناسید. چرا باید کسی بیشتر از آنچه که خودتان، خودتان را دوست دارید و احترام می کنید، شما را دوست داشته باشد و به شما احترام بگذارد.

 

اسرار امضا

اسرار امضا

 کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند.

كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء میكنند دير منطق را قبول می‌كنند و بيشتر غير منطقی هستند.

كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.

كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسان‌های منظّم هستند.

كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشيده‌اند.

كسانی كه پيچيده امضاء می‌كنند شكّاك هستند.

كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل می‌نويسند خودشان را در فاميل برتر می دانند.

كسانی كه در امضای خود فاميل می‌نويسند دارای منزلت هستند.

كسانی كه اسمشان را می‌نويسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.

كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند.

کسانی که الان دارن با خود امضا میکنند خیلی خنگ هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه
!!!!


 

روز مادر مبارک

 

    چی بگم بهتر از این که . . . مادر دوستت دارم . . .

             آی مادرای مهربون . . .

                     آی خانم های  همزبون . . .

                                                  روزتون مبارک 

          

 

soft joke

 

چند تا لطيفه ي باحال واسه رفع خستگي خيلي خوبه...

يعني از اين رو به اون رو  ميشي

كاربردها:         

                      

                      ورود از اينجا

ادامه نوشته

(Lifes little instruction(part 1

 

نكته هاي كوچك زندگي(سري1)

سال گذشته كتابي رو با عنوان نكته هاي كوچك زندگي نوشته اچ چكسون براون خوندم و براي اولين بار حس كردم خيلي مي تونم تو زندگيم آدم موفق و خوش صحبت و خوش رويي باشم . . . كه به مرور زمان همينطور شد و نتيجه گرفتم , چندي پيش حس كردم خيلي از اون آدم هميشگي دور موندم و تفكرات خط خطي زندگي دارن به سراغم ميان . . . منم فرصت و غنيمت دونستم و يه دور ديگه اين كتاب جادويي رو با جون و دل خوندم و حيفم اومد كه خونده هامو به دوستانم نروسنم ,بخاطر همين تصميم گرفتم از هزار و دويست و هشتاد جمله اي رو كه از اين كتاب خوندم براي شما تو چند سري بزارم .اگه نخونيد واقعا ضرر كرديد. . . درسته كه هممون هرچيزي رو كه از اين كتاب مي خونيم , مي دونيم و تا بحال شايد چند بار هم شنيده باشيم , اما بدونيد شما چيزهايي رو مي تونيد اينجا بخونيد كه حتي فكرشم نمي كرديد ,عمل بهشون بتونه قدرت ساختن يه زندگي فوق العاده رو به شما بده .

                               درسته... خودشه

 

براي خوندن سري اول جملات بسمت ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

روانشناسی عشق برای شما ( خواندنی و جالب)

 

وابستگی آفت عشق

 

mer4v4qb7r36sx1o2gkg.jpg

دوست عزیزم تو بیشتر به چه یا کی وابسته ای؟

به پدر؟ مادر؟ همسر؟ فرزند؟ یا شغل ، مدرک ، موقعیت و ثروت؟ یا به سلامتی ات؟ تفکراتت؟ احساساتت؟ یا اعتقاداتت؟ فرقی نمی کنه ، وابستگی یعنی اینکه خودت را به شیئی غیر از اصل خودت ، چنان ببندی که آزادیَت را بگیرد.

انسان نامحدود و البته آزاد آفریده شده است . و همه هستی مسخّر و در اختیار اوست. هیچ چیزی ارزش آن را ندارد تا انسانی را به خود ببندد و وابسته و زندانی خود کند. و همه هستی رشد و ارتقاءاشان در اینست که در خدمت آدمی باشند نه بر عکس. اشرف مخلوقات و سرور کائنات یعنی این.

من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا

من از کجا غم باران و ناودان ز کجا

چرا به عالم اصلی خویش وانروم

دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا

چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان من از کجا غم پالان و کودبان ز کجا

هزارساله گذشتی ز عقل و وهم و گمان از کجا و فشارات بدگمان ز کجا

تو مرغ چارپری تا بر آسمان پری تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا

کسی تو را و تو کس را به بز نمی‌گیری تو از کجا و هیاهای هر شبان ز کجا

هزار نعره ز بالای آسمان آمد تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا

چو آدمی به یکی مار شد برون ز بهشت میان کژدم و ماران تو را امان ز کجا

دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا

شراب خام بیار و به پختگان درده من از کجا غم هر خام قلتبان ز کجا

شرابخانه درآ و در از درون دربند تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا

طمع مدار که عمر تو را کران باشد صفات حقی و حق را حد و کران ز کجا

اجل قفس شکند مرغ را نیازارد اجل کجا و پر مرغ جاودان ز کجا

خموش باش که گفتی بسی وکس نشنید که این دهل زچه بام‌ست و این بیان زکجا

حالا وقتی خودت را وابسته به موقعیت یا فردی می کنی ، در واقع خود را از موقعیت برتر و آزادی که داری به جایگاه پَست و محدودی تنزّل داده و گره می زنی. خود را شکننده می کنی. افراد و اشیاء دیگر زوال پذیر و رفتنی اند. شغل ، مدرک ، ثروت ، سلامتی ، احساس و ... ، همه تغییر پذیر و از بین رفتنی اند. و هرکس به آنها وابسته باشد نیز رنج فرسودگی ، تنهایی، جدایی و پست شدن را ناچاراً ، همواره با خود دارد.

و اما عشق

عشق فراتر از هر گونه وابستگی هاست. اگر تو به یک نفر وابسته شدی و بدون او می میری ، نام آن را عشق مگذار. مثل نوزادی که به شیر مادر وابسته است ، اگر شیر مادر نباشد کودک می میرد، چون وابسته است. عشق وابستگی نیست که با نبود معشوق ، فرد مردنی شود. اصلاً معشوقی که اکنون باشد و فردا نباشد ، چگونه می تواند عشق ایجاد کند، صرفاً یک نوع وابستگی می آورد. و صد البته هنگام از بین رفتن هم تاثر و اندوه.

آری عشق همیشه رو به تزاید است. عشق آزاد و رهاست و پیرو آن عاشق و معشوق هم چنین اند. عشق ، عاشق را هر روز فربه تر می کند. شادتر می کند. حرکت عشق فقط رو به جلوست. غم و شادی در عشق واقعی ، مساوی و لذت بخش است. معشوق شکستنی نیست، مردنی نیست، پژمردنی نیست ، بی وفا نیست. لذا عاشق هم به همین صورت پایدار ، قوی و رو به رشد است. و بیت زیر نیز توصیف چنین عشقی است.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

وابستگی ، انسان را از بی نهایت هستی ، به محدوده ای گره می زند، به مانند چشمی که از این همه رنگ ، فقط رنگ سیاه و سفید را ببیند. مانند این همه اندام آدمی که به هنگام سرطان ، صرفاً یکنوع از سلولهایش شروع به رشد و توده شدن، می نماید. کسی که معتاد به مواد مخدر می شود ، از بی نهایت لذتی که می تواند از تمام اعضاء و جوارح خود ببرد ، صرفاً به یک لذت بسنده می کند، کسی که وابسته به سکس می شود ، از بی نهایت پتانسیل خود ، به لحاظ وابستگی اش ، محروم می ماند. کسی که به یک فرد وابسته می شود ، از تمامی انسانها ، و بی نهایت هستی، فقط یکی را به عنوان مجرای تنفس خود بر می گزیند. کسی که خود را به شغل ، ثروت ، ... ، وابسته می کند، از تمام جنبه های آدمی ، و موفقیت های گوناگون خود چشم پوشی می کند.

به چشم هایمان باید ، یاد بدهیم که از دیدن کوه ، دشت ، آسمان ، دریا ، سبزه ، زمین، ستاره، ماه، خورشید ، انسانها و ... لذت ببرند.

از دستهایمان بخواهیم که مزه نوازش کردن را حس کنند .

گوشهایمان را نجوا کنیم که لذت شنیدن آوای پرندگان ، صدای گرم مادر بزرگ، موسیق باران و خنده های مستانه کودکانه را بشنوند.

با پاهایمان صمیمانه دشت را بدویم ، کوهها را بپیمائیم ، عصای ضعیفان و تکیه نیازمندان شویم.

با زبانمان کلام التیام بخش غمدیدگان شویم و لذت ببریم همانطور که از گفتن جملـــــــــــــه « دوستت دارم » به دلبر ، هیجان زده می شویم.

آری تنفس لذت بخش هوای بهاری ، بوی پائیز و نوازش برف بر صورتمان ، همه و همه میتوانند موجب احساسی باشند که موجب آرامش زندگی در کالبد منجمد و وابسته امان شود و ما را از تک بعدی بودن و چسبندگی به اشیاء و افراد رهایی بخشد.

عشق به مفهوم لذت بردن از همه هستی و هستی آفرین در کمال رهایی و آزادگی است، بدون ترس از دست دادن شی یا فردی خاص.

پس بر دست پینه بسته پدر و بر پیشانی پر چروک مادرت بوسه بزن

گل را ببو، باران را حس کن و آسمان پرستاره را به تماشا بنشین

دست نوازشت را بر سر کودک یتیم بکش و سینه ات را سنگ صبور دوستان کن

گستره آسمان را دلیل کوچکی غمهایت بدان و شرم "پدری خجالت زده از دست خالی در پیش کودکانش" را به خود بیفزا

لایحه علمت را چون نسیم بهاری بین همنوعانت منتشر کن.

روی گشاده و لبخندت را ، ارزانی مردمان خسته از کاری کن، که هنگام غروب در خیابان های شلوغ با چشمانی خواب آلود رو به خانه دارند.

آرامش بخش کسانی باش که با تو مرتبطند. به نوعی که اگر جهان را ترک کنی، شکاف نبودنت را حس کنند. با این وجود دیگران را وابسته به خودت نکن و آنها را مالامال عشق کن. آنها را بزرگتر از آنی بنما که شی یا فردی آنها را به خود وابسته کند.

عشق را از هر کجا شروع کنید به زودی متوجه می شوید بسیار سیار و روان است. و همه آفرینش را در خود جای می دهد. وقتی عشق چنین عظیم و بزرگ است ، پس در انحصار شئی یا شخصی نیست، که آن را از ما بگیرد و ما را تنها بگذارد. همه هستی در وجود ماست ، پس، از دست دادن هیچ چیز ، موجب کاستی در این بی نهایت عشق ما ، نمی شود.

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.

 

فلسفه آيين نوروز

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابري نام ماه و روز را به دوش نمي‌کشد ، بر ساير جشن‌ها‌ي ايران باستان برتري دارد.
در مورد پيدايي اين جشن افسانه‌هاي بسيار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ي راز وارگي مي‌بخشد ، آيين‌هاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام مي‌گيرد.
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگي و درهم ريختگي آغاز مي‌شود ، حيرت انگيز نيست چرا که بي‌نظمي يکي از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامي را ريشه‌ي آرامش و پريشاني را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا که در پاره‌اي از مراسم نوروزي ، آن‌ها را به عمد بوجود مي‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند که فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند ، افرادي با صورتک‌هاي سياه براي تمثيل در کوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ي ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را در هم مي‌ريختند و قانون و نظم يک ساله را محو مي‌کردند. باز مانده‌ي اين رسم ، آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگي‌هاي ساختگي ، رسم مير نوروزي ، يعني جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح کسي را از طبقه‌هاي پايين براي چند روز يا چند ساعت به سلطاني بر مي‌گزيدند و سلطان موقت بر طبق قواعدي  اگر فرمان‌هاي بيجا صادر مي‌کرد ، از مقام اميري بر کنار مي‌شد. حافظ نيز در يکي از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزي گوشه‌ي چشمي دارد:

سخن در پرده مي‌گويم ، چو گل از غنچه بيرون‌اي
که بيش از چند روزي نيست حکم مير نوروزي.


خانه تکاني هم به اين نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگي ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه براي نظافت زير و رو مي‌شد. در بعضي از نقاط ايران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آميزي مي‌کردند و اگر ميسر نمي‌شد ، دست کم همان اتاقي که هفت سين را در آن مي‌چيدند ، سفيد مي‌شد. اثاثيه‌ي کهنه را به دور مي‌ريختند و نو به جايش مي‌خريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌هاي يک ساله بود واجب مي‌دانستند. ظرف‌هاي مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک مي‌کردند. فرش و گليم‌ها را غاز تيرگي‌هاي يک ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ريشه‌ي کلمه‌ي فروردين) در اين روز‌ها به خانه و کاشانه‌ي خود باز مي‌گردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال مي‌شوند و براي باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر مي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.
در بعضي نقاط ايران رسم است که زن‌ها شب آخرين جمعه‌ي سال بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي بي حور باشد ، به خانه‌اي که در طول سال در گذشته‌اي داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند که براي مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تکاني و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌کردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجيله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ي هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شماره‌ي مقدس برج‌ها ? در ستون‌هايي از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن هر يک را به فال نيک مي‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ي نيک) ، هوخت (= گفتار نيک) و هوو.رشت (کردار نيک) سبز مي‌کردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها مي‌دانستند.

 

The life

تقدیم به آنانکه قدر زندگی را می دانند...

 

Why speed...

چرا سرعت...

عزیز من کمی آرومتر...کمی مراعات...کجاست احطیاطت... پا به گاز داری کجا میری؟؟؟ها؟؟؟باند و به این گشادی دیدی داری همینجوری میری؟؟؟نمی گی یه وقت ردتو میگرنو اونوقت........میارن؟؟؟آخه قربان ماشینم کلی قیمتشه...بنزینشم سوپره سوپره...باندم که به این گشادی خوب چرا نمیذارین ملت یه حالی با ماشیناشون ببرن؟؟؟عزیز من تو جوونی و تو کلت باده...اگه یه وقت بلایی بیاد سرت خوب مسئولیتش به عهده ماست دیگه.ما اگه نباشیم اگه.........نکنیم...شماها به بد جاهایی می رسینا...خدا بهت چشم داده .ببین تو جاده زدیم بشتر از50ممنوع!!!قربان کاملا حق با شماست.اما 50تا که فقط واسه گرم کردن این ماشین کمه!!!عزیز من با من چونه نزن همینیه که هست.اگه بیشتر از اینا مزاحممون بشی باندو از اینی هم که هست تنگتر میکنیم.تازه اگه یه زمانی کولاک و برفم بگیره باید قید گرم کردن ماشینتم بزنی...آخه تو اون موقع فکر نکنم دیگه ماشینت روشن شه!!!ددد...یعنی چی...مگه چیطور میشه؟؟؟هیچی نمی شه فقط اون تابلو قرمزه رو که اون پایین میبینی عددش کوچیکتر میشه!!!!!!!!!!

تا بحال واسه شما مشکل این جوون پیش اومده؟؟؟

 

study in childs and juvenile

 

بررسي راهكارهاي ترغيب به مطالعه در كودكان و نوجوانان

يكي از شاخص‌هاي توسعه يافتگي جوامع، نرخ سرانه دستيابي به منابع اطلاعاتي و مطالعاتي افراد ان جامعه است. به گونه‌اي كه جهان امروزي را جهان اطلاعات مي‌خوانند و از آن به جامعه شبكه اي نيز ياد مي‌كنند. جامعه شبكه‌اي موجب از ميان رفتن فاصله‌هاي مكاني و زماني شده است.
ويژگي بارز جامعه‌ي شبكه‌اي...

                        برو به ادامه...

ادامه نوشته

 

نگاهی گذرا به برخی دختران و زنان آل سعود(فساد در خاندان آل سعود)

 

(قبل از هر چیز  از شما کاربر محترم بخاطر انتشار تصاویر ضد اسلامی پوزش میطلبیم)

نگاهی گذرا به اندیشه افراطی وهابیت، در ابتدا به نظر می‌رسد که این اندیشه نه تنها تلاش کرده احکام و اصول اسلامی در زمینه های مختلف و به ویژه در برخورد با زنان را رعایت کند، بلکه یک گام نیز از این مسأله فراتر رفته است.

اما واقعیت این امر چیست؟! آیا واقعا دولتمردان آل سعود که رهبران سیاسی وهابیت به شمار می‌روند، زنان خود را مجبور به پایبندی به احکام و اصول اسلامی و یا حتی وهابی می کنند؟! آیا زنان و دختران خاندان حاکم آل سعود نیز مانند دیگر زنان عربستان سعودی که اکثرشان صورت خود را با پوشیه (نقاب) می‌پوشانند، رفتار می‌کنند؟!


با نگاهی گذرا به برخی دختران و زنان خاندان آل سعود به راحتی می‌توان فهمید که بیشتر آنان نه تنها به اصول و به اصطلاح ارزش‌های اندیشه وهابیت پایبند نیستند، بلکه حتی به اصول دین مبین اسلام نیز التزام ندارند. برای اثبات این ادعا چند داستان به همراه تعداد عکس از زنان و دختران خاندان آل سعود ارائه می‌شود.


عکس زیر به شاهزاده "بنیه" 41 ساله، دختر "ملک سعود بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه پیشین عربستان اختصاص دارد. وی که یک دانشجو بوده، دو سال پیش در ایالت فلوریدای آمریکا به اتهام ضرب و شتم شدید خدمتکار فیلیپینی خود و سوءاستفاده از وی بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه او را به پرداخت هزار دلار غرامت محکوم کرد. دادگاه فلوریدا قصد داشت علاوه بر غرامت هزار دلاری، وی را به 15 سال حبس محکوم کند. اما با تلاش‌های پشت پرده سفارت سعودی در آمریکا و اعلام اینکه وی دارای گذرنامه ای سیاسی است و قابل محاکمه نیست، او از رفتن به زندان گریخت.



عکس زیر شاهزاده آل سعود "هند شمس الدین فاسی" همسر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" برادر پادشاه سعودی است. این یکی از تصاویر خانم "هند" را نشان می‌دهد که در حال رقصیدن مهمانی جشن تولد خود در بیروت است. گفته می‌شود دوست پسری لبنانی به نام "سامر المقلد" دارد و شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" نیز از دوستی همسرش با این جوان لبنانی خبر دارد. او که مدتی در لبنان زندگی می‌کرد، در سال 2001 میلادی از سوی یک دادگاه به دزدی جواهرات به ارزش 5.5 میلیون پوند متهم شد اما پیش از محاکمه از این کشور گریخت. او در زمان س تش در بیروت، در طبقه سی ام هتل بین المللی هیلتون س ت داشت.



دیگر شاهزاده خاندان آل سعود که عکس وی زیر قرار دارد و در اینجا معرفی می‌شود، "مشاعل بن فیصل بن عبدالعزیز آل سعود" است. او در حال حاضر یکی از زنانی است که در آمریکا مدل لباس است. این عکس وی روی جلد یکی از مجله‌های آمریکایی قرار گرفته است. وی طی مصاحبه ای با آن مجله گفت: در عربستان سعودی زنان باید عبا بر سر کنند و خود را از نوک سر تا کف پا به طور کامل بپوشانند اما در اینجا یعنی لوس آنجلس وضعیت کاملا متفاوت است و با "ریاض" فرق می‌کند.



چهارمین دختر آل سعود شاهزاده "ریم" دختر "ولید بن طلال بن عبدالعزیز آل سعود" ثروتمندترین مرد جهان عرب است. عکس زیر به مراسم فارغ التحصیل شدن وی که در روز چهارشنبه 10/2/1428 هـ برگزار شد، اختصاص دارد.



پنجمین دختر از اعضای خاندان آل سعود شاهزاده "سماهر" دختر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" است. عکس پایین به مراسم فارغ التحصیلی وی در بیروت اختصاص دارد که در کنار پدرش ایستاده است.



ششمین دختر این خاندان که در اینجا معرفی می‌شود، شاهزاده "نوف" دختر شاهزاده "بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود" سفیر سابق عربستان سعودی در آمریکا است. شاهزاده "نوف" که حدود 25 سال از عمر خود را در آمریکا گذراند، رفتار و اخلاقش به هیچ وجه شبیه به اعراب نیست و وی به هنر نقاشی علاقه زیادی دارد و گفته می‌شود رتبه و جایزه ای نیز در یکی از جشنواره‌های آمریکا کسب کرده است. این جدیدترین عکس وی است.



هفتمین شاهزاده سعودی "هناء جادر" 39 ساله، همسر شاهزاده "محمد بن ترکی آل سعود" است که در این تصویر سر و صورت خود را پوشانده است. او نیز به اتهام ضرب و شتم خدمتکار خود بازداشت و محاکمه شد.



هشتمین و آخرین تصویری که در اینجا وجود دارد، به شاهزاده "شوق آل سعود" اختصاص دارد که در کنار دوست خود، "پاریس هیلتون" بازیگر سرشناس فرانسوی در سواحل فرانسه ایستاده است. انتشار این عکس توسط روزنامه‌ها و مجله‌های فرانسوی، برای خاندان آل سعود درسر ساز شد و برای مدت زیادی آنان را در برابر افکار عمومی کشورشان زیر فشار شدید قرار داد.


 

بیا بریم دشت کدوم دشت...

 

سلام دوستان, من خیلی ایران گرد خوبی نیستم حتی تا به حال نتونستم به یه گردش کامل که بتونم همه جاهای گیلان و بگردم,برم ,اما ماه گذشته که قرار گذاشتیم با بروبچس باحال(منظورم بچه های دانشکده) به یه اردوی یه روزه داخل استان بریم ,گفتن کی گیلانشناسه؟همه همدیگرو نگاه کردن,دیدم کسی مرد میدون نیست -گفتم من بلدم...,آره من کل گیلان و گشتم و میتونم تورگاید خوبی واستون باشم...(آره جون خودت...),گفتن خوب بنظرت کجا میتونه واسه یه دسته دانشجو برای تفریح مناسب باشه,آخه به خیال خودشون من از اون گیلانشناسه های حرفه ای بودم دیگه...گفتم بریم کوه ,دشت,دریا...(جا نبود همین پارک جلو دانشکده)دیدم اوضاع خیته و خیلی خیلی تریپ ضایع شده...گفتن پس تو گیلانشناسی هااااااااا...!!!؟؟؟

ها گفتن یه دسته از اون به اصطلاح باکلاسهای یونی...باعث شد که به فکر یه تحقیق کامل در مورد گیلان بیافتم و ببینم کجا می تونه واسه یه گردش مناسب باشه,خواستم بدونم اصلا ما چه جاذبه هایی تو چه جاهایی داریم که ازشون یه جورایی بی خبریم.اگه یه روز خواستید به دل طبیعت سفر کنید,اگه یه روز هوس کردید بیاین گیلان, اصلا می دونید کجاها می تونید جاذبه های این استان بی نظیر و پیدا کنید...

اگه مایلید یه سفر دیدنی و خوندنی با هم تو استان داشته باشیم,پس با ما باشید در:

                                 جاذبه های طبیعی استان گیلان

ادامه نوشته

                                                                                                                                                                             

ستاره های با شخصیت

 

چگونه در نزد دیگران شخصیت برتری داشته باشیم؟

 

آيا از خود پرسيده ايد چگونه برخی از انسانها هميشه پيروز، پيشرو، شاد و خوشبخت هستند و برخی نيستند؟ بين داشتن و نداشتن بی ترديد تفاوت هايی است و گروه نخست کارهايی بلدند که ديگران نمی دانند، آن کارها چيستند که انسان را پيروز، پيشرو، شاد و خوشبخت می کنند؟

- در برخورد با ديگران برای درود گفتن پيش دستی کن زير اين کار اطمينان ديگران را به سوی شما می کشاند.
- لبخند بزن زیرا چهره ی گشاده قلب ديگران را نوازش می کند و آنها را جادو می نمايد.
- به ديگران نشان بده که برايت ارزش دارند و از آنها سپاسگزاری کن. با ديگران آنگونه برخورد کن که دوست داری با تو برخود کنند.
- در شادی های کوچک و بزرگ ديگران همراه شو.
- تا می توانی نياز ديگران را برآورده کن زیرا بدین ترتیب به قلبشان راه می یابی و خواسته های تو نيز در اين ميان برآورده می شوند.

- از لغزشها درگذر و در روح و روان خود بخشنده باش و آسان بگير.
- در جستجوی شگفتی ها باش ودر پی چيزی باش که دوستی و مهر بدست بسازد و دل ديگران را به سوی تو بکشاند.
- در پيشکش دادن خسيس و خشک نباش هر چند قیمت آن کم باشد زیرا ارزش معنوی آن بیشتر از ارزش مادی است .
- از مهر و دوست داشتن خودت با ديگران گفتگو کن زيرا واژه های مهربان و دوست داشتنی به دل ها خوش می نشيند.
- به ديگران آنچنان اندرز بده که در برابر ديگران سرشکسته نشوند.

- با دیگران در زمينه هايی که دوست دارند گفتگو کن زیرا مردم از کسی که همانند آنها چيزها را می بينند و دوست دارند خوششان می آيد.
- خوشبین باش و شادی و اميد را در دور و بر خود پخش کن.
- اگر دیگران کار خوبی کردند از آنها سپاسگزاری و ستايش کن تا آنها خرسند شوند و به کار خود ادامه دهند.
- واژه های سخنانت را برگزین تا جایگاه تو بالا رود زیرا واژه ی نيکو و دست چين شده بهترین وسیله برای نوازش دلهاست.
- با مردم نرم و خاکی باش زیرا انسانها از کسی که احساس برتری می کند متنفر هستند.

- در پی کشف اشکال دیگران مباش بلکه بدنبال درست کردن اشکال خود باش.
- هنرسکوت را بیاموز زیرا مردم کسی را که به آنها گوش می دهد دوست دارند .
- دايره ی دانش خود را بزرگ کن و درهر روز دوست تازه ای بدست آور.
- تلاش کن که دانش و آگاهی خود را گوناگون و افزون سازی، با اين کار هم بزرگتر شده ای و هم دوستان بيشتری پيدا کرده ای.
- اگر به کسی خوبی کردی، چشمداشتی از او نداشته باش، بدون ترديد ديگران هم به تو خوبی خواهند کرد.

"‌به‌نام کس بی‌کسان‌"

  

وقتی چیزی از خدا می‌خواهیم

وقتی منتظر اجابت دعایی هستیم

چقدر حساس می‌شویم...

به کارهایمان، حرف‌زدن‌مان، رفتارمان و...

 

خدای خوب من، کمکم کن همواره به‌یاد تو باشم

نه فقط در سختی‌ها و نه فقط برای آرزوهایم.

 

*******

خداوند مهربان من، کمک کن مراقب گفتارم باشم تا دلی را با حرفی نرنجانم.

مراقب رفتارم باشم تا کسی را دلگیر نکنم

کمک کن غرور کسی را نشکنم؛ احساس بزرگی و برتری بر کسی نکنم.

کمک کن خواسته‌های خود را بر خواسته‌های دیگران مقدم ندانم.

یکتای مهربانم، کمک کن خارج از توان کسی از او انتظار و توقع نداشته باشم.

کمک کن التماس چشمان نیازمندی را نادیده نگیرم

و هم‌چنین کمک کن قدرت درک و صبر دل‌واپسی‌هایم از غم بندگانت را بیابم.

 

******

خداوند دانای من، کمک کن بر خواسته‌های نادرستم پافشاری نکنم

و خود را از آن‌چه بهتر که تو برایم در نظر گرفتی محروم نسازم.

خداوند بخشنده‌ی من، فراتر از آن‌چه لیاقت داشته‌ام عزیزم داشتی،

بزرگ‌تر از آن‌چه هستم نشانم دادی

و بر من نعمت‌هایی عطا فرمودی که هیچ استحقاقی بر آن نداشته‌ام.

پس شکر نعمت هایت را چگونه بر جای آورم که همین نوشتنم هم خواسته‌ی تو بود...

 

*******

بر من ببخشای اگر ندانسته ناله سر کردم و از بدی‌هایی که از من دور ساختی هیچ نداستم... و منزلتی که به من داده‌ای را از یاد برده‌ام و بدی‌هایم که بخشیدی و پوشاندی را فراموش کردم و چه آرزوهای دیروزم را که امروز برآوردی و من از یاد برده‌ام...

بر من ببخشای و مهربان باش مثل همیشه به بخشندگی و بزرگی خودت و نه لیاقت من.

                      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۷عادت آدم های موفق

آدم های موفق هم مثل سایر مردم در طول روز ٢٤ ساعت و قت دارند.این یعنی دلیل ناموفق بودن,کمی وقت نیست! موفق ها می دانند از ١٤٤٠ دقیقه عمرشان چطور استفاده کنند. اما مشکل ناموفق ها کار داشتن یا وقت نداشتن نیست بلکه تنبلی است ! برای موفق شدن باید یاد بگیریم چطور برنامه ریزی کنیم تا بتوانیم ساعاتی از روز رابه تغذیه , ورزش و سلامت بدنمان اختصاص دهیم. حال می خواهیم در این وبلاگ ٧ تکنیک را به شما آموزش دهیم تا با اجرا و بکار گیری آن وقت بیشتری در طول روز پیدا کرده و کمی به خودتان برسید(ما هم مستثنا نیستیم) اما قبل از آنکه این تکنیک ها را مرور کنیم یادآوری می کنم که شما به بیش از ٤ ساعت ورزش در طول هفته نیاز ندارید بلکه کافی است تنها ٣/٢ درصد زمانتان را در هفته به ورزش اخصاص دهید.

١)کمتر تلویزیون  تماشا  کنید                                                                                                                     چونکه تلویزیون می تواند شما را هیپنوتیزم کند و از آنجایی که روی یک کاناپه نرم نشته اید و احساس پرواز در آسمان را می کنید به چیزی جز آنکه می بینید نمی توانید بیاندیشید پس به مرور زمان ذهنتان به کندی فکر میکند. پس اینبار که جلوی جعبه جادویی می نشینید به یاد این مطلب بیافتید و عمدا به این موضوع فکر کنید که اگر تماشای تلویزیون را قطع کنید یا کاهش دهید در آن زمان هایی که خالی می مانند چه کارهایی می توانید انجام دهید, مسلما به این نکته پی خواهید برد که وقت زیادی پیدا می کنید.مثلا خود من قبل کنکور و تا اواسط دبیرستان باید روزانه حداقل ٤ساعت تلویزیون مشاهده می کردم, که همیشه در بین درس خوان ها هم رکورد نمره بودم هم رکورد دار مشاهده(که باعث تعجب دوستان بود) اما به همان دوران بر می گشت دیری نپایید که چوب افراط خود را خوردم.... اگر فکر می کنید نمی شود این عادت را کنار گذاشت , سخت در اشتباه هستید چون دو سال از آن ماجرا می گذرد و تا امروز ساعت مشاهده تلویزیون در برنامه شخصی من به ٢ ساعت در هفته رسیده و در بعضی هفته ها به صفر هم کشیده می شود , و آثارش هم برایم معلوم... .

٢)آینده نگر باشید

یکی از مهمترین مسائلی که می تواند شما را در پیشبرد اهداف خود یاری نماید برنامه ریزی برای یک روز جلوترتان می باشد.کافی است شما هر شب قبل از خوابیدن در یک برگه کارهایی که باید فردا انجام دهید را یادداشت کنید و آنه را بر حسب الویت طبقه بندی نمایید. می توانید این لیست را در طول روز همراه خود داشته باشید. و این را بدانید که اگر فکرکنید هیچ ایده ای را برای کارهایی که باید فردا انجام دهید-ندارید , بدانید که وقت زیادی را از دست خواهید داد.وقتی نمی دانید چه کاری دارید و یا کی می خواهید ان را انجام دهید , مشکلات زیادی در راهتان سبز خواهد شد.و همه چیز سیر حلزونی یا کند به خود می گیرند.اما به حر حال یک برنامه ریزی مقدماتی که تنها چند دقیقه کوچک کوچک زمان می برد می تواند در روز حداقل از هدر رفتن یک ساعت از وقتتان جلو گیری کند !

٣)مرتب ورزش کنید

تحقیقات نشان داده آنهایی که ورزش می کنند انرزی بیشتر دارند! فرمول ساده ای در این میان حکم فرماست.انرزی بیشتر یعنی بدست اوردن سریع تر بیشتر آن چیزهایی که می خواهید. بیایید ورزش کنید یک بدلیل اینکه سالم بمانید دو به دلیل اینکه به آنچه که می خواهید برسید سه بدلیل اینکه شما پر انرژی هستید بیایید این انرژی را چند برابر کنید تا به چند برابر خواسته هایتان برسید . صبح ها ورزش کنید چرا که بیشتر کارها از صبح شروع می شوند و مسلما به انرژی بیشتری نیز نیاز دارند , سعی کنید ساعت 6 از خواب بیدار شوید, کمی اب بخورید,لباس ورزشی تان را بپوشید,موهایتان را شانه کنید, از خانه بیرون بزنید, شصت تا چهل و پنج دقیقه ورزش کنید, به خانه برگردید, حتما دوش بگیرید که احساس طراوت شما دوچندان شود و ... فعالیتهای روزانه خود را پر انرژی شروع کنید چرا که شما آتش فشان انرژی هستید و باید در کارهایتان به نحو احسن از ان بهره ببرید.

٤)رژیم غذایی تان را اصلاح کنید

شاید فراموش کرده اید که وقتی یک غذای سالم  حاوی پروتئین, مواد معدنی و ویتامین با چربی و نمک کم می خورید.بدن هر چه می خواهد جذب می کند و سالم و قوی می شود , در نتیجه شما انرزی کافی برای انجام کارها در طول روز را دارید اما و قتی به بدن مواد مورد نیازش نرسد , شما دچار خستگی زود هنگام می شوید.اکثر آدم های موفق زمانی را در طول روز به پختن و خوردن ٥ تا ٦ وعده ی غذایی سالم و غنی از مواد مورد نیاز بدن اختصاص می دهدند و دور رستورانها را که غذاهای پر کالری و فقیر از مواد معدنی , ویتامین و ... ارایه می دهند.خط کشیده اند(برای افزایش اطلاعات خود در این باره می توانید به قسمت فست فودها در این وبلاگ مراجعه فرمایید).

٥)وقت کمتری را به تلفن وچت اختصاص دهید

مکلمات تلفنی شخصی بدترین نوع مکالمات هستند و دلیل اصلی کمبود وقت در طول روز به شمار می روند.اگر شما دوست دارید که مقداری از زمانتان را صرف صحبت با دوستانتان پای تلفن کنید بهتر است این زمان را به اوقاتی موکول کنید که کارهای مهم روزانه تان به اتمام رسیده است.در ضمن بهتر است برای تلفن محدودیت زمانی تعیین کنید.به طوری که تنها پنج دقیقه مهلت حرف زدن داشته باشید و پس از اتمام آن تلفن قطع شود.اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که فکر می کنید باید حتما هر روز به خانواده یا دوستانشان تلفن بزنند و احوالشان را جویا شوند , توصیه می کنیم این عادت را یک روز در میان کنند  یا تا حد ممکن دقایق مکالمه شان را کاهش دهند!

٦)سریع تر باشید

برخی از افراد کارها را آرام و کند انجام می دهند در حالی که اگر تنها کمی حس کنند کاری که انجام می دهند اورژانسی است و سرعت خود را بالا ببرند, حداقل یک ساعت در روز وقت اضافه خواهند آورد.

٧)مریض نشوید

یک قانون کلی وجود دارد:اگر زمانی را برای خوب بودن اختصاص ندهید, بیمار خواهید شد! ورزش کنید , غذای سالم بخورید , و به سلامت خود اهمیت دهید ! اگر ار گوشه کنار وقت هایی که به خود اختصاص می دهید بزنید تا بیشتر کار کنید , بجای آنکه پیشرفت کنید , در طول زمان بتدریج پسرفت خواهید کرد. اگر مراقب خود نباشید , ممکن است مریض شده و روی تخت بیمارستان بیفتید.پس مراقب خود باشید !

 

دفتر شعر...

سلطان غمم چهره ی نازم

من رو سیه ام پر از نیازم

تو از همگان بنده نوازی

تو جلوه ی حق و بی نیازی

خاموشم و بی خواب زمانم

با حکم تو هست همه بیانم

قلب سیه از گنه که دارم

شرمنده منم ز روی یارم

هستی تو چه بخشنده و والا

از لطف خودت ببخش ما را

قولی بدهم به قول مردان

توبه کنم از همه گناهان

تو چشمه ی آب خضر هستی

بر عرش تویی منم ز پستی

از نور خودت به ما فشانی

از رو سیه ای کجا نشانی

سلطان غمم چهره ی نازم

من رو سیه ام پر از نیازم

تو از همگان بنده نوازی

تو جلوه ی حق و بی نیازی

م-ح

ده روز آخر...

این دعا که دعای روز بیستمه این ماه پر فضیلته, گذاشتنش کار منه اما نوشتنش و فرستادنش کار آقا علی عزیز که هنوز خودم ندیدمش,بگذریم...به هر حال می گم آقا علی دستت درد نکنه که به یاد ما بودی...

این آقا علی با دعاش یه شعر هم واسه ما فرستاد که همون دعاست,اما به زبون شاعری,خلاصه نتونستم ازش ساده بگذرم,واقعا زیباست

 

"اللهمَّ افتَح لی فیهِ ابوابَ الجِنانِ،

وَاغلِق عَنّی فیهِ ابوابَ النیرانِ،

وَ وَفّقنی فیهِ لِتِلاوَةِ القُرآنِ یا مُنزِلَ السَّكینَةِ فی قُلوُبِ المومِنین
."

ای خدای آب و باد و خاك و خشت

باز كن بر من تو ابواب بهشت

از كرم بگشای بر رویم كنون

جمله درهای جنان خوش سرشت

هست امیدم كه اندر این جهان

وارد جنت شوم بی سرزنشت

خوش به حال آن كه وارد شد در او

وای آن كآن جای را از كف بهشت

هم ببند از مهر خود بر روی من

كل درهای جهنم جای زشت

من ندانم در كجا جای من است

بهر من باشد چه منزل سرنوشت

ده تو توفیقم در این ماه منیر

تا كنم از هر جهت من زرع و كشت

آیه قرآن بخوانم متصل

قرب او جویم شوم دور از كنشت

ای فرود آرنده عظم وقار

بر دل هر مومن نیكو سرشت

ثوب اعظام و سكینه با وقار

دست قدرت ریسمان او برشت

تو قسمت ادبی مجموعه خواندنیها

شعر یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ...رو تقدیم نگاه های مهربونتون می کنم.

امیدوارم که خوشتون بیاد

 

ز لیلی می شنیدم یا علی گفت        

                                   به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

 مگر این وادی دارالمجنون است          

                                   که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیم غنچه ای را باز می کرد

                                   به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

                                   دعا می کرد و او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش

                                   به موجودات عالم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند

                                  چو بر می خواست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز می زد

                                  ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد

                                  گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد

                                  یقین آنجا علی هم یا علی گفت

 

                                    یا علی