روانشناسی عشق

به راستی چیست این حس قریب خفته؟, که با دیدن یک جلوه ناب, خواب را از گذری میبرد,چیست این قدرت پر تاب وتوان چون دل من می درد؟ گاه دیوانه خود, گاه در گیر توام,شاید امروز دوستت دارم,شاید از قبل تو را خواسته ام,هر چه هست قدرت حق است نمی دانم من, نام این قدرت را,پس بخوان قدرت عشق است که آورد ما را...
این مقدمه ای بود از حرف دلم,شما هم که بهتر می دونید حرف دل تمومی نداره, آخه این دل...
عشق فقط بیش از دوست داشتن شدید است.اکثر ما افرادی را می شناسیم که دوستشان داریم اما به آنها عشق نمی ورزیم و برخی از ما کششی شدید نسبت به کسی داشته ایم که علاقه ی خاصی به او نداشتیم.پژوهش ها این مشاهدات روزمره را تایید می کنند.یکی از پیشگامان بررسی عشق رمانتیک نخست دیدگاههای مردم را درباره دوست داشتن و عشق ورزیدن جمع آوری کرد و سپس بر اساس آنها دو مقیاس مجزا برای سنجش هر کدام تهیه کرد.پرسش ها مقیاس دوست داشتن,میزانی که فرد مربوط,دوست داشتنی,قابل احترام و تحسین و برخوردار از بلوغ فکری و قضاوت خوب است,و مقیاس عشق ورزیدن سه موضوع اصلی را می سنجد:حس دلبستگی.حس مراقبت و فداکاری و حس اعتماد.دو مقیاس فقط در یک حد متوسط با هم همبستگی دارند:56/0برای مردان و 36/0 برای زنان.

عشق و ازدواج:عشق رمانتیک مفهومی قدیمی است,اما باور به ارتباط زیاد بین عشق رمانتیک و ازدواج,نکته ای تازهای است که هنوز به هیچ وجه عمومیت نیافته است.در برخی از فرهنگ های غیر غربی ازدواج هنوز یک قرار داد یا توافق مالی محسوب می گردد که هیچ ربطی به عشق ندارد.
عشق و خودگسترشی:از دیدگاه برخی روانشناسان اجتماعی ,انگیزهی نخست انسان برای عاشق شدن میل به خود گسترشی است.گفته می شود روابط صمیمی ,توانایی ها و امکانات بالقوه ما را به صور مختلف,افزایش می دهند.وقتی با کسی صمیمی می شویم به امکانات ,چشم اندازها و مشخصاتش دست می یابیم-که ممکن است شامل دایره ی دوستان,مهارتهای آشپزی,دیدگاه های سیاسی,مذهبی و یا شهرت او به طور کلی باشد.هر کدام از این ها می تواند به ما در دسترسی به اهدافمان کمک کند.میل مردم,طبق این استدلال,به گسترش خود تنها برای تواناتر شدن نیست,بلکه تحقق آن,به ویژه وقتی سریع باشد,احساسی نشاط آور است.از این رو عاشق شدن,احساسی خوش آیند است زیرا به گسترش سریع خود منجر می شود.
منبع:زمینه روانشناسی هیلگارد و اتکینسون