(Lifes little instruction(part 1

 

نكته هاي كوچك زندگي(سري1)

سال گذشته كتابي رو با عنوان نكته هاي كوچك زندگي نوشته اچ چكسون براون خوندم و براي اولين بار حس كردم خيلي مي تونم تو زندگيم آدم موفق و خوش صحبت و خوش رويي باشم . . . كه به مرور زمان همينطور شد و نتيجه گرفتم , چندي پيش حس كردم خيلي از اون آدم هميشگي دور موندم و تفكرات خط خطي زندگي دارن به سراغم ميان . . . منم فرصت و غنيمت دونستم و يه دور ديگه اين كتاب جادويي رو با جون و دل خوندم و حيفم اومد كه خونده هامو به دوستانم نروسنم ,بخاطر همين تصميم گرفتم از هزار و دويست و هشتاد جمله اي رو كه از اين كتاب خوندم براي شما تو چند سري بزارم .اگه نخونيد واقعا ضرر كرديد. . . درسته كه هممون هرچيزي رو كه از اين كتاب مي خونيم , مي دونيم و تا بحال شايد چند بار هم شنيده باشيم , اما بدونيد شما چيزهايي رو مي تونيد اينجا بخونيد كه حتي فكرشم نمي كرديد ,عمل بهشون بتونه قدرت ساختن يه زندگي فوق العاده رو به شما بده .

                               درسته... خودشه

 

براي خوندن سري اول جملات بسمت ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

pdf book

 

شما چقدر به تناسب اندام خود اهميت مي دهيد؟

موضوع:اصول پياده روي بمنظور تناسب اندام

فايل: PDF-rar

حجم:75Kb

تعداد صفحات:7

پسوورد فايل:www.cinfo.blogfa.com

            دانلود از لينك مستقيم

 

 

روانشناسی عشق برای شما ( خواندنی و جالب)

 

وابستگی آفت عشق

 

mer4v4qb7r36sx1o2gkg.jpg

دوست عزیزم تو بیشتر به چه یا کی وابسته ای؟

به پدر؟ مادر؟ همسر؟ فرزند؟ یا شغل ، مدرک ، موقعیت و ثروت؟ یا به سلامتی ات؟ تفکراتت؟ احساساتت؟ یا اعتقاداتت؟ فرقی نمی کنه ، وابستگی یعنی اینکه خودت را به شیئی غیر از اصل خودت ، چنان ببندی که آزادیَت را بگیرد.

انسان نامحدود و البته آزاد آفریده شده است . و همه هستی مسخّر و در اختیار اوست. هیچ چیزی ارزش آن را ندارد تا انسانی را به خود ببندد و وابسته و زندانی خود کند. و همه هستی رشد و ارتقاءاشان در اینست که در خدمت آدمی باشند نه بر عکس. اشرف مخلوقات و سرور کائنات یعنی این.

من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا

من از کجا غم باران و ناودان ز کجا

چرا به عالم اصلی خویش وانروم

دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا

چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان من از کجا غم پالان و کودبان ز کجا

هزارساله گذشتی ز عقل و وهم و گمان از کجا و فشارات بدگمان ز کجا

تو مرغ چارپری تا بر آسمان پری تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا

کسی تو را و تو کس را به بز نمی‌گیری تو از کجا و هیاهای هر شبان ز کجا

هزار نعره ز بالای آسمان آمد تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا

چو آدمی به یکی مار شد برون ز بهشت میان کژدم و ماران تو را امان ز کجا

دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا

شراب خام بیار و به پختگان درده من از کجا غم هر خام قلتبان ز کجا

شرابخانه درآ و در از درون دربند تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا

طمع مدار که عمر تو را کران باشد صفات حقی و حق را حد و کران ز کجا

اجل قفس شکند مرغ را نیازارد اجل کجا و پر مرغ جاودان ز کجا

خموش باش که گفتی بسی وکس نشنید که این دهل زچه بام‌ست و این بیان زکجا

حالا وقتی خودت را وابسته به موقعیت یا فردی می کنی ، در واقع خود را از موقعیت برتر و آزادی که داری به جایگاه پَست و محدودی تنزّل داده و گره می زنی. خود را شکننده می کنی. افراد و اشیاء دیگر زوال پذیر و رفتنی اند. شغل ، مدرک ، ثروت ، سلامتی ، احساس و ... ، همه تغییر پذیر و از بین رفتنی اند. و هرکس به آنها وابسته باشد نیز رنج فرسودگی ، تنهایی، جدایی و پست شدن را ناچاراً ، همواره با خود دارد.

و اما عشق

عشق فراتر از هر گونه وابستگی هاست. اگر تو به یک نفر وابسته شدی و بدون او می میری ، نام آن را عشق مگذار. مثل نوزادی که به شیر مادر وابسته است ، اگر شیر مادر نباشد کودک می میرد، چون وابسته است. عشق وابستگی نیست که با نبود معشوق ، فرد مردنی شود. اصلاً معشوقی که اکنون باشد و فردا نباشد ، چگونه می تواند عشق ایجاد کند، صرفاً یک نوع وابستگی می آورد. و صد البته هنگام از بین رفتن هم تاثر و اندوه.

آری عشق همیشه رو به تزاید است. عشق آزاد و رهاست و پیرو آن عاشق و معشوق هم چنین اند. عشق ، عاشق را هر روز فربه تر می کند. شادتر می کند. حرکت عشق فقط رو به جلوست. غم و شادی در عشق واقعی ، مساوی و لذت بخش است. معشوق شکستنی نیست، مردنی نیست، پژمردنی نیست ، بی وفا نیست. لذا عاشق هم به همین صورت پایدار ، قوی و رو به رشد است. و بیت زیر نیز توصیف چنین عشقی است.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

وابستگی ، انسان را از بی نهایت هستی ، به محدوده ای گره می زند، به مانند چشمی که از این همه رنگ ، فقط رنگ سیاه و سفید را ببیند. مانند این همه اندام آدمی که به هنگام سرطان ، صرفاً یکنوع از سلولهایش شروع به رشد و توده شدن، می نماید. کسی که معتاد به مواد مخدر می شود ، از بی نهایت لذتی که می تواند از تمام اعضاء و جوارح خود ببرد ، صرفاً به یک لذت بسنده می کند، کسی که وابسته به سکس می شود ، از بی نهایت پتانسیل خود ، به لحاظ وابستگی اش ، محروم می ماند. کسی که به یک فرد وابسته می شود ، از تمامی انسانها ، و بی نهایت هستی، فقط یکی را به عنوان مجرای تنفس خود بر می گزیند. کسی که خود را به شغل ، ثروت ، ... ، وابسته می کند، از تمام جنبه های آدمی ، و موفقیت های گوناگون خود چشم پوشی می کند.

به چشم هایمان باید ، یاد بدهیم که از دیدن کوه ، دشت ، آسمان ، دریا ، سبزه ، زمین، ستاره، ماه، خورشید ، انسانها و ... لذت ببرند.

از دستهایمان بخواهیم که مزه نوازش کردن را حس کنند .

گوشهایمان را نجوا کنیم که لذت شنیدن آوای پرندگان ، صدای گرم مادر بزرگ، موسیق باران و خنده های مستانه کودکانه را بشنوند.

با پاهایمان صمیمانه دشت را بدویم ، کوهها را بپیمائیم ، عصای ضعیفان و تکیه نیازمندان شویم.

با زبانمان کلام التیام بخش غمدیدگان شویم و لذت ببریم همانطور که از گفتن جملـــــــــــــه « دوستت دارم » به دلبر ، هیجان زده می شویم.

آری تنفس لذت بخش هوای بهاری ، بوی پائیز و نوازش برف بر صورتمان ، همه و همه میتوانند موجب احساسی باشند که موجب آرامش زندگی در کالبد منجمد و وابسته امان شود و ما را از تک بعدی بودن و چسبندگی به اشیاء و افراد رهایی بخشد.

عشق به مفهوم لذت بردن از همه هستی و هستی آفرین در کمال رهایی و آزادگی است، بدون ترس از دست دادن شی یا فردی خاص.

پس بر دست پینه بسته پدر و بر پیشانی پر چروک مادرت بوسه بزن

گل را ببو، باران را حس کن و آسمان پرستاره را به تماشا بنشین

دست نوازشت را بر سر کودک یتیم بکش و سینه ات را سنگ صبور دوستان کن

گستره آسمان را دلیل کوچکی غمهایت بدان و شرم "پدری خجالت زده از دست خالی در پیش کودکانش" را به خود بیفزا

لایحه علمت را چون نسیم بهاری بین همنوعانت منتشر کن.

روی گشاده و لبخندت را ، ارزانی مردمان خسته از کاری کن، که هنگام غروب در خیابان های شلوغ با چشمانی خواب آلود رو به خانه دارند.

آرامش بخش کسانی باش که با تو مرتبطند. به نوعی که اگر جهان را ترک کنی، شکاف نبودنت را حس کنند. با این وجود دیگران را وابسته به خودت نکن و آنها را مالامال عشق کن. آنها را بزرگتر از آنی بنما که شی یا فردی آنها را به خود وابسته کند.

عشق را از هر کجا شروع کنید به زودی متوجه می شوید بسیار سیار و روان است. و همه آفرینش را در خود جای می دهد. وقتی عشق چنین عظیم و بزرگ است ، پس در انحصار شئی یا شخصی نیست، که آن را از ما بگیرد و ما را تنها بگذارد. همه هستی در وجود ماست ، پس، از دست دادن هیچ چیز ، موجب کاستی در این بی نهایت عشق ما ، نمی شود.

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.

 

فلسفه آيين نوروز

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابري نام ماه و روز را به دوش نمي‌کشد ، بر ساير جشن‌ها‌ي ايران باستان برتري دارد.
در مورد پيدايي اين جشن افسانه‌هاي بسيار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ي راز وارگي مي‌بخشد ، آيين‌هاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام مي‌گيرد.
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگي و درهم ريختگي آغاز مي‌شود ، حيرت انگيز نيست چرا که بي‌نظمي يکي از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامي را ريشه‌ي آرامش و پريشاني را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا که در پاره‌اي از مراسم نوروزي ، آن‌ها را به عمد بوجود مي‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند که فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند ، افرادي با صورتک‌هاي سياه براي تمثيل در کوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ي ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را در هم مي‌ريختند و قانون و نظم يک ساله را محو مي‌کردند. باز مانده‌ي اين رسم ، آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگي‌هاي ساختگي ، رسم مير نوروزي ، يعني جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح کسي را از طبقه‌هاي پايين براي چند روز يا چند ساعت به سلطاني بر مي‌گزيدند و سلطان موقت بر طبق قواعدي  اگر فرمان‌هاي بيجا صادر مي‌کرد ، از مقام اميري بر کنار مي‌شد. حافظ نيز در يکي از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزي گوشه‌ي چشمي دارد:

سخن در پرده مي‌گويم ، چو گل از غنچه بيرون‌اي
که بيش از چند روزي نيست حکم مير نوروزي.


خانه تکاني هم به اين نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگي ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه براي نظافت زير و رو مي‌شد. در بعضي از نقاط ايران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آميزي مي‌کردند و اگر ميسر نمي‌شد ، دست کم همان اتاقي که هفت سين را در آن مي‌چيدند ، سفيد مي‌شد. اثاثيه‌ي کهنه را به دور مي‌ريختند و نو به جايش مي‌خريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌هاي يک ساله بود واجب مي‌دانستند. ظرف‌هاي مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک مي‌کردند. فرش و گليم‌ها را غاز تيرگي‌هاي يک ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ريشه‌ي کلمه‌ي فروردين) در اين روز‌ها به خانه و کاشانه‌ي خود باز مي‌گردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال مي‌شوند و براي باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر مي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.
در بعضي نقاط ايران رسم است که زن‌ها شب آخرين جمعه‌ي سال بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي بي حور باشد ، به خانه‌اي که در طول سال در گذشته‌اي داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند که براي مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تکاني و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌کردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجيله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ي هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شماره‌ي مقدس برج‌ها ? در ستون‌هايي از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن هر يک را به فال نيک مي‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ي نيک) ، هوخت (= گفتار نيک) و هوو.رشت (کردار نيک) سبز مي‌کردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها مي‌دانستند.

 

The life

تقدیم به آنانکه قدر زندگی را می دانند...

 

pisces and love

February19-march20

Hook a Piscean lover and you've found  someone  who  spends  lots  of happy hours wallowing in a delicious  dream  stste-pisces  have their  heads in a the clouds and love to fantasize.a relationship with a Piscean is a great opportunity to let your imagination run riot – create magical worlds you can visit together  and you'll  be a dream come true for your pisces.  Pisces  fell very deeply,but they're selfless,compassionate,and love to serve their lover.they'll allow you to trample on them,but be careful not to take advantage of that ,because they're sensitive souls and are easily hurt.tread softly at all times,because your Piscean lover need an emotional environment that feels comfortable,safe,and secure.if ypu overstep the mark,pisces the fish will swim away-but pisces is very forgiving and the rights word from you will bring your partner swimming right back.

لطفا برای مشاهده متن فارسی بر روی تصویر زیر کلیک کنید

                                    حوت(اسفند)و عشق

 

ادامه نوشته

Why speed...

چرا سرعت...

عزیز من کمی آرومتر...کمی مراعات...کجاست احطیاطت... پا به گاز داری کجا میری؟؟؟ها؟؟؟باند و به این گشادی دیدی داری همینجوری میری؟؟؟نمی گی یه وقت ردتو میگرنو اونوقت........میارن؟؟؟آخه قربان ماشینم کلی قیمتشه...بنزینشم سوپره سوپره...باندم که به این گشادی خوب چرا نمیذارین ملت یه حالی با ماشیناشون ببرن؟؟؟عزیز من تو جوونی و تو کلت باده...اگه یه وقت بلایی بیاد سرت خوب مسئولیتش به عهده ماست دیگه.ما اگه نباشیم اگه.........نکنیم...شماها به بد جاهایی می رسینا...خدا بهت چشم داده .ببین تو جاده زدیم بشتر از50ممنوع!!!قربان کاملا حق با شماست.اما 50تا که فقط واسه گرم کردن این ماشین کمه!!!عزیز من با من چونه نزن همینیه که هست.اگه بیشتر از اینا مزاحممون بشی باندو از اینی هم که هست تنگتر میکنیم.تازه اگه یه زمانی کولاک و برفم بگیره باید قید گرم کردن ماشینتم بزنی...آخه تو اون موقع فکر نکنم دیگه ماشینت روشن شه!!!ددد...یعنی چی...مگه چیطور میشه؟؟؟هیچی نمی شه فقط اون تابلو قرمزه رو که اون پایین میبینی عددش کوچیکتر میشه!!!!!!!!!!

تا بحال واسه شما مشکل این جوون پیش اومده؟؟؟

 

valentine

تاریخچه ولنتاین

HaPpY Valentine

هر فوریه در سراسر دنیا ، بین عشاق، گل و شیرینی و هدیه رد وبدل می شود. تاریخچه دقیق روز ولنتاین در پرده ای از ابهام پوشیده است. اما این را می دانیم که روز ولنتاین از مدت ها پیش روز عشق  “Saint Valentine”(ولنتاین قدیس) بوده است. این را هم می دانیم که این جریان هم برای مسیحیان است و هم سنتی از روس های باستان.

این ولنتاین قدیس که بود و ارتباطش با این سنت قدیمی چیست؟

ولنتاین کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در روم می زیست. هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه رسید که سربازان مجرد بهتر می جنگند، پس دستور داد سربازان گارد مخصوص اصلا ازدواج نکنند. ولنتاین که متوجه بی عدالتی شد با کلادیوس مخالفت کرد وزنان و مردان جوان را پنهانی به عقد یکدیگر در می آورد. پس از باخبر شدن پادشاه از این قضیه برای سر ولنتاین جایزه تعیین شد و او را زندانی کردند.می گویند او در زندان عاشق دختر زندان بان شد. این دختر در زندان مرتبا به ملاقات ولنتاین می آمد و او را دلداری می داد. می گویند قبل از مرگش نامه ای عاشقانه برای آن دختر نوشت و زیر آن امضا کرد، از طرف ولنتاین تو (From Your Valentine) و این اصطلاحی است که امروز هم مرتبا تکرار می شود.

هر چند حقیقت این افسانه در پرده ای از ابهام پوشیده شده است اما این نکته محقق است که ولنتاین شخصیتی قهرمان، دلسوز و مخصوصا عاشق پیشه بوده است. به این ترتیب عجیب نیست که در قرون وسطی، ولنتاین در انگلستان و فرانسه محبوب ترین شخصیت مقدس بوده است. در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس، 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. هر ساله در نقاط مختلف دنیا در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود و امسال نیز 14 فوریه (25 بهمن ماه) روز زیبا و به یاد ماندنی برای عشاق خواهد بود.

 

study in childs and juvenile

 

بررسي راهكارهاي ترغيب به مطالعه در كودكان و نوجوانان

يكي از شاخص‌هاي توسعه يافتگي جوامع، نرخ سرانه دستيابي به منابع اطلاعاتي و مطالعاتي افراد ان جامعه است. به گونه‌اي كه جهان امروزي را جهان اطلاعات مي‌خوانند و از آن به جامعه شبكه اي نيز ياد مي‌كنند. جامعه شبكه‌اي موجب از ميان رفتن فاصله‌هاي مكاني و زماني شده است.
ويژگي بارز جامعه‌ي شبكه‌اي...

                        برو به ادامه...

ادامه نوشته

 

نگاهی گذرا به برخی دختران و زنان آل سعود(فساد در خاندان آل سعود)

 

(قبل از هر چیز  از شما کاربر محترم بخاطر انتشار تصاویر ضد اسلامی پوزش میطلبیم)

نگاهی گذرا به اندیشه افراطی وهابیت، در ابتدا به نظر می‌رسد که این اندیشه نه تنها تلاش کرده احکام و اصول اسلامی در زمینه های مختلف و به ویژه در برخورد با زنان را رعایت کند، بلکه یک گام نیز از این مسأله فراتر رفته است.

اما واقعیت این امر چیست؟! آیا واقعا دولتمردان آل سعود که رهبران سیاسی وهابیت به شمار می‌روند، زنان خود را مجبور به پایبندی به احکام و اصول اسلامی و یا حتی وهابی می کنند؟! آیا زنان و دختران خاندان حاکم آل سعود نیز مانند دیگر زنان عربستان سعودی که اکثرشان صورت خود را با پوشیه (نقاب) می‌پوشانند، رفتار می‌کنند؟!


با نگاهی گذرا به برخی دختران و زنان خاندان آل سعود به راحتی می‌توان فهمید که بیشتر آنان نه تنها به اصول و به اصطلاح ارزش‌های اندیشه وهابیت پایبند نیستند، بلکه حتی به اصول دین مبین اسلام نیز التزام ندارند. برای اثبات این ادعا چند داستان به همراه تعداد عکس از زنان و دختران خاندان آل سعود ارائه می‌شود.


عکس زیر به شاهزاده "بنیه" 41 ساله، دختر "ملک سعود بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه پیشین عربستان اختصاص دارد. وی که یک دانشجو بوده، دو سال پیش در ایالت فلوریدای آمریکا به اتهام ضرب و شتم شدید خدمتکار فیلیپینی خود و سوءاستفاده از وی بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه او را به پرداخت هزار دلار غرامت محکوم کرد. دادگاه فلوریدا قصد داشت علاوه بر غرامت هزار دلاری، وی را به 15 سال حبس محکوم کند. اما با تلاش‌های پشت پرده سفارت سعودی در آمریکا و اعلام اینکه وی دارای گذرنامه ای سیاسی است و قابل محاکمه نیست، او از رفتن به زندان گریخت.



عکس زیر شاهزاده آل سعود "هند شمس الدین فاسی" همسر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" برادر پادشاه سعودی است. این یکی از تصاویر خانم "هند" را نشان می‌دهد که در حال رقصیدن مهمانی جشن تولد خود در بیروت است. گفته می‌شود دوست پسری لبنانی به نام "سامر المقلد" دارد و شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" نیز از دوستی همسرش با این جوان لبنانی خبر دارد. او که مدتی در لبنان زندگی می‌کرد، در سال 2001 میلادی از سوی یک دادگاه به دزدی جواهرات به ارزش 5.5 میلیون پوند متهم شد اما پیش از محاکمه از این کشور گریخت. او در زمان س تش در بیروت، در طبقه سی ام هتل بین المللی هیلتون س ت داشت.



دیگر شاهزاده خاندان آل سعود که عکس وی زیر قرار دارد و در اینجا معرفی می‌شود، "مشاعل بن فیصل بن عبدالعزیز آل سعود" است. او در حال حاضر یکی از زنانی است که در آمریکا مدل لباس است. این عکس وی روی جلد یکی از مجله‌های آمریکایی قرار گرفته است. وی طی مصاحبه ای با آن مجله گفت: در عربستان سعودی زنان باید عبا بر سر کنند و خود را از نوک سر تا کف پا به طور کامل بپوشانند اما در اینجا یعنی لوس آنجلس وضعیت کاملا متفاوت است و با "ریاض" فرق می‌کند.



چهارمین دختر آل سعود شاهزاده "ریم" دختر "ولید بن طلال بن عبدالعزیز آل سعود" ثروتمندترین مرد جهان عرب است. عکس زیر به مراسم فارغ التحصیل شدن وی که در روز چهارشنبه 10/2/1428 هـ برگزار شد، اختصاص دارد.



پنجمین دختر از اعضای خاندان آل سعود شاهزاده "سماهر" دختر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" است. عکس پایین به مراسم فارغ التحصیلی وی در بیروت اختصاص دارد که در کنار پدرش ایستاده است.



ششمین دختر این خاندان که در اینجا معرفی می‌شود، شاهزاده "نوف" دختر شاهزاده "بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود" سفیر سابق عربستان سعودی در آمریکا است. شاهزاده "نوف" که حدود 25 سال از عمر خود را در آمریکا گذراند، رفتار و اخلاقش به هیچ وجه شبیه به اعراب نیست و وی به هنر نقاشی علاقه زیادی دارد و گفته می‌شود رتبه و جایزه ای نیز در یکی از جشنواره‌های آمریکا کسب کرده است. این جدیدترین عکس وی است.



هفتمین شاهزاده سعودی "هناء جادر" 39 ساله، همسر شاهزاده "محمد بن ترکی آل سعود" است که در این تصویر سر و صورت خود را پوشانده است. او نیز به اتهام ضرب و شتم خدمتکار خود بازداشت و محاکمه شد.



هشتمین و آخرین تصویری که در اینجا وجود دارد، به شاهزاده "شوق آل سعود" اختصاص دارد که در کنار دوست خود، "پاریس هیلتون" بازیگر سرشناس فرانسوی در سواحل فرانسه ایستاده است. انتشار این عکس توسط روزنامه‌ها و مجله‌های فرانسوی، برای خاندان آل سعود درسر ساز شد و برای مدت زیادی آنان را در برابر افکار عمومی کشورشان زیر فشار شدید قرار داد.